منابع آب شیرین بلژیک | بخش اول

منابع آب شیرین بلژیک | بخش اول

۴۲ بازديد

آسیب پذیری های بلژیک

تقاضای تابستانی افزایش می یابد ، به ویژه اگر آبیاری به یک روش کشاورزی گسترده تبدیل شود. تابستان های خشک با افزایش تبخیر و احتمالاً کاهش بارندگی، احتمالاً سطح آب های زیرزمینی را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. تابستان‌های خشک‌تر و افزایش تبخیر و تعرق ممکن است حجم آب در مخازن را 8 تا 15 درصد کاهش دهد، حتی در زمستان‌های مرطوب‌تر، و در نتیجه ممکن است بر جریان رودخانه، تامین آب آشامیدنی و آبیاری تأثیر بگذارد.

تأثیر تغییر بارندگی و الگوهای بالقوه تبخیر (ترانسپی) بر دبی رودخانه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی برای حوضه‌های رودخانه‌های دندر و شلدت بررسی شده است. از این تحقیق نتیجه گرفته شد که مشکلات جریان کم در بلژیک در آینده شدیدتر می شود و احتمالاً مهمتر از افزایش خطر سیل است. جریان تابستانی ممکن است در تابستانهای خشک بیش از 50 درصد کاهش یابد. محاسبات مدل برای 67 حوضه حوضه آبریز در حوضه رودخانه شلدت در فلاندر نشان دهنده کاهش 20٪ تا 70٪ در شدت جریان کم برای دهه 2080 است.

در مقابل، افزایش بارش زمستانی به تغذیه بیشتر آب های زیرزمینی کمک می کند. تغییرات در سطح آبخوان عواقبی در مقیاس زمانی یک سال یا بیشتر دارد و بنابراین باید تا حدی یکدیگر را لغو کند.

کاهش حجم آبهای سطحی در تابستان ممکن است بر کیفیت آب تأثیر منفی بگذارد.
اروپا: پنج دسته دریاچه

تقریباً یک و نیم میلیون دریاچه در اروپا وجود دارد، اگر آبهای کوچکی با مساحت 0.001 کیلومتر مربع را در نظر بگیریم. مساحت کل دریاچه ها بیش از 200000 کیلومتر مربع است. علاوه بر این، مخازن دست ساز تقریباً 100000 کیلومتر مربع را پوشش می دهند. واکنش دریاچه های اروپایی به تغییرات آب و هوایی را می توان با تقسیم دریاچه ها به پنج دسته مورد بحث قرار داد:
دریاچه های عمیق و معتدل

نمایندگان معمولی این طبقه به عنوان مثال هستند. دریاچه های ماگیور، اوهرید، ژنو و کنستانس به ترتیب با میانگین عمق 177، 164، 153 و 90 متر. به دلیل عمق زیاد و زمستان های نسبتاً معتدل، معمولاً پوشش یخی وجود ندارد. تغییرات آب و هوایی آینده در اروپا ممکن است گردش مالی در دریاچه های عمیق را سرکوب کند. این به معنای بهبود شرایط پایین اکسیژن و افزایش خطر اوتروفیکاسیون است. همچنین می توان پیش بینی کرد که شرایط اکسیژن به دلیل افزایش فعالیت باکتری در آب های عمیق و رسوبات کف سطحی بدتر شود.
دریاچه های کم عمق و معتدل

بالاتون (600 کیلومتر مربع ، 3 متر) در مجارستان و ماریتز (114 کیلومتر مربع ، 8 متر) در آلمان متعلق به این کلاس هستند. افزایش دمای آب ممکن است منجر به تشدید تولید اولیه و ترکیب باکتریایی شود. احتمال وقایع شدید مضر ، به عنوان مثال تولید انبوه جلبک سبز آبی افزایش می یابد. اثرات ممکن است به زندگی ماهی گسترش یابد. تغییرات در ترکیب گونه ها و کاهش صید ماهی پیش بینی می شود. استفاده از عبارت "آلودگی حرارتی" برای این دریاچه ها به خوبی توجیه شده است.
دریاچه های شمالی

لادوگا (17670 کیلومتر مربع، 51 متر)، اونگا (9670 کیلومتر مربع، 30 متر) و ونرن (5670 کیلومتر مربع، 27 متر) بزرگترین دریاچه های این کلاس هستند و همچنین سه دریاچه بزرگ اروپا هستند. این گروه شامل حدود 120 دریاچه با مساحت بیش از 100 کیلومتر مربع است. اکثر دریاچه های منطقه مغزی هر سال در دو دوره اختلاط از بالا به پایین مخلوط می شوند. کوتاه شدن دوره پوشش یخ بارزترین پیامد تغییر آب و هوا در این دریاچه ها خواهد بود. این می تواند شرایط اکسیژن را در زمستان و بهار بهبود بخشد.
دریاچه های قطب شمال

اینها عمدتاً آبهای کوچک در کوههای شمال اسکاندیناوی و در منطقه تندرا هستند. دریاچه های قطب شمال به طور کلی به تغییرات محیطی حساس هستند. ذوب منجمد دائمی ممکن است به طور جدی اکوسیستم دریاچه های قطب شمال را تهدید کند. در برخی موارد کل دریاچه ممکن است در نتیجه ذوب زمین و افزایش تبخیر ناپدید شود.
دریاچه های کوهستانی

تمام دریاچه های مرتفع اروپای مرکزی و همچنین دریاچه های واقع در جنوب اسکاندیناوی به این طبقه تعلق دارند. حتی اگر دریاچه های کوهستانی توسط کانال هایی به هم متصل شده باشند ، محدودیت های فیزیکی و زیست محیطی مهاجرت گونه ها را بین آنها محدود می کند. در آب و هوای گرم ، هیچ راه فراری وجود ندارد. تنها امکان بقا سازگاری است.
وضعیت کنونی اروپا
تقاضای آب

در اتحادیه اروپا به عنوان یک کل، تولید انرژی 44 درصد از کل برداشت آب را تشکیل می دهد که در درجه اول به عنوان آب خنک کننده عمل می کند. 24 درصد از آب برداشت شده در بخش کشاورزی، 21 درصد برای تامین آب عمومی و 11 درصد برای مصارف صنعتی استفاده می شود.

با این حال، این ارقام در سطح اتحادیه اروپا برای استفاده بخش‌ای از آب، تفاوت‌های قوی منطقه‌ای را پنهان می‌کند. به عنوان مثال، در جنوب اروپا، کشاورزی بیش از نیمی از کل برداشت ملی را تشکیل می دهد که در برخی مناطق به بیش از 80 درصد افزایش می یابد، در حالی که در اروپای غربی بیش از نیمی از آب برداشت شده به تولید انرژی به عنوان آب خنک کننده اختصاص می یابد. در کشورهای عضو شمالی اتحادیه اروپا ، سهم کشاورزی در کل مصرف آب از تقریباً صفر در برخی از کشورها تا بیش از 30 درصد در کشورهای دیگر متغیر است. تقریباً 100٪ از آب خنک کننده که در تولید انرژی استفاده می شود به یک بدنه آبی بازگردانده می شود.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.